تبليغاتX
رقص گلها

وبلاگ رقص گلها به زبان لاتین

 

 

   

                3   3   3     

وبلاگ رقص گلها به زبان لاتین

   3   3   3     3   

                                            

 

                                 


 

نوشته شده توسط پیروز در یکشنبه پانزدهم آبان 1390 ساعت 9:21 موضوع | لينک ثابت


عكس:سبزهاي اموي و حاميان آمريكا در 13 آبان در تهران

 

 

   

                3   3   3 

از ۱۳ آبان روز دانش آموز چه خبر؟؟!!

 

http://www.irna.ir/NewsMedia/Photo/Larg_Pic/2009%5C11%5C4%5Cimg633929360463593750.jpg

 مقابله با اساس اسلام و انقلاب و امام

669451109_orig.jpg



217681109_orig.jpg

سبزها با اقتدار سطل‌هاي زباله را شکست دادند!

942271109_orig.jpg

نمونه ای از اختصاص بودجه 55 ميليون دلاري

 مصوب كنگره آمريكا

518241109_orig.jpg

منطق سزها

 سبزها با اقتدار سطل‌هاي زباله را شکست دادند!

549701109_orig.jpg

افراد خودفروخته

 


 

665601109_orig.jpg

عده‌اي بی خبر عده ای  هم مزدور ومنافق كه

مي‌خواهند با فضاسازي

 دشمنان را شاد كنند

984391109_orig.jpg

فرزندان اغفال شده ایرانی

801621109_orig.jpg

چرا باید از رنگ سبز برای مقاصد امریکا یی بهره بگیریم

خواهران وبرادران ما که بی

مورد اغفال شده اند وخود خبری ندارند که دست اویز

مزدوران شرق وغربند اگر

کمی فکر کنند در می یابند که

بسیار ساده پیشرو شیطان شده اند

براستی ایا چند عدد رای بیشتر وکمتر

چه تاثیری بر وجدان ما خواهد گذاشت؟

اگر هدف خدمت است پس این اتش زدنهای

 بیت المال و...چه معنی دارد...براستی

 اقای موسوی میداند

که بیت المال یعنی چه؟؟؟؟

325281109_orig.jpg

 براستی ایا بهتر نیست بجای جبهه گیری

راه محبت امیز حل اختلاف را

پیش بگیریم؟؟


 

تفاله‌ها و بازمانده‌هاي آمريكا

155341109_orig.jpg

سبزهای بی خبر از حق وحقیقت و

عده ای هم مغرض حق در خیابان

702641109_orig.jpg

در خيال واهي بسر مي‌برند

906031109_orig.jpg

وابستگی این افراد به رژیم صهیونیستی و آمریکا

591871109_orig.jpg

همصدایی با آمریکا را فریاد میزنند

   3   3   3     3   

                                            

 

                                 


 

نوشته شده توسط پیروز در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388 ساعت 23:55 موضوع انقلاب اسلامی ایران | لينک ثابت


ظاهر شدن کف دست روشن علامت ظهور امام زمان عج +عکس

 

 

   

                3   3   3    

 

 

این تصویر که در یکی از پایگاه‌های

 نجومی -

 سوم آوریل 2009- درج شده است

، تداعی تحقق یکی از

 علائم ظهور است

 که بطور

 مکرر در روایات

 و احادیث ما آمده است.

شاید بتوان گفت همه ما در

انتظار ظهور حضرتش

 هستیم و

 گفته می شود منتظران

و مشتاقان

 حضرتش کسانی هستند که علائم

ظهور را دنبال می کنند

. این نه از باب تعیین تاریخ ظهور بلکه تنبه و عدم

 فراموشی ظهور حضرت مهدی عج

الله تعالی فرجه الشریف

می باشد و تنها خداوند به موقع و

 تاریخ ظهور آگاه است

 و بس . نکته دیگر اینکه تکوین و

ظهور چنین صحنه هایی

 یکباره در آسمان رخ نداده است، بلکه علم

ناقص بشر و

 تدریجی بودن آن موجب شده با گذشت زمان

 و پیشرفت دانش نجوم و دستیابی به فناوری‌های روز،

 بتوانیم به این تصاویر دست یابیم.

 

 منبع عکس


بررسی روایی کف دست نورانی در آسمان:
در اخبار رسيده از معصومين اشاره

گرديده است كه پيش

 از ظهور يوسف كنعاني، قائم

منتظر(عج) نشانه‌هايي

 به وقوع مي‌پيوندد كه گویای نزدیکی صیحه است.

رسول گرامي اسلام مي فرمايند:


"يَظهَرُ فيِ السَّماءِ آيَةٌ لِلَيلَتَينِ تَخلوُانِ

مِن شَهرِ رَمَضانَ":

 وقتی

 دو شب از ماه رمضان گذشته است،

نشانه اي در آسمان

 ظاهر مي‌شود.

الملاحم و الفتن:

 سيّد بن طاووس، ص35
امام صادق علیه السلام:

"پیش از

سالي كه صيحه آسماني

 شنيده مي‌شود، در ماه

 رجب نشانه‌اي ديده خواهد شد.

سؤال شد آن نشانه چيست؟

فرمود: سيمايي در قرص ما

ه ديده مي شود و كف دست

روشني در فضا ظاهر

مي شود."

كتاب الغيبه،

نعماني، ص134 و ...
امام صادق عليه السلام:

"و وجه و صدر يظهران للناس

 في عين الشمس": صورت و سينه‌اي در قرص

خورشيد براي همگان ظاهر مي‌شود."

 

امير المؤمنين علي عليه السلام در فرازي از يك

 روايت درباره احوال آخر الزّمان ايراد مي‌فرمايند:

 "...آنگاه امور مردم هرگز اصلاح

 

 نمي‌شود و هرگز

 

 نمي‌توانند در اطراف يك محور

 

گرد آيند، تا هنگامي

 

 كه منادي از آسمان بانگ

 

 برمي‌آورد: به سوي

 

 فلاني بشتابيد و از او دور نشويد.

 

سپس كف دستي

 در آسمان ظاهر مي‌شود

 

و به سوي او اشاره مي‌كند

" الملاحم و الفتن، سيّد بن طاووس، ص48 و ..

.
امام صادق عليه السلام: "

هنگامي كه

 بانگ آسماني را بشنوند

، مانند كسي كه بر سرش مرغی

نشسته باشد، خشكشان

 مي‌زند. همه دشمان خدا در برابر

صيحه آسماني فروتن و

 مطیع مي‌شوند. اگر در خبري هم دچار شكّ

و ترديد باشن

د در مورد صيحه آسماني هيچ

 ترديدي نخواهند داشت، كه

 با نام پدر و نام اجداد طاهرين او

 (عج) ندا خواهند شد" كتاب

 الغيبه، نعماني، ص136 و 150 و الزام

الناصب، حائري، ص226 و ...
آیا صیحه آسمانی بانگی بی مناسبت

است یا نه ، ندایی است ک

ه پیام و فرمانی در بر دارد؟
رسول اکرم صلّی الله علیه و آله:

"به هنگام خروج قائم عج

منادی آسمان یانگ می زند: هان ای

مردمان! خداوند مهلت

 ستمگران را پایان بخشید و بهترین

امّت محمد صلّی الله

علیه و آله را به پیشوایی و سرپرستی شما برگزید،

 خود را در مکّه به او برسانید"

 کتاب الاختصاص،

 شیخ مفید و بحار الانوار،

مجلسی، ج 52: ص304.
امام باقر علیه السّلام: "منادی آسمانی در اوّل صبح بانگ

 بر می آورد: ای مردمان! آگاه باشید که حق

 با علی و شیعیان اوست.

 شیطان که نفرین

 خدا بر او باد، در آخر همان روز بانگ بر می آورد

: حق با سفیانی و پیروان اوست."

 کمال الدّین،

 شیخ صدوق، ج2، ص652 و ...

 

   3   3   3     3   

                                            

 

                                 


 

نوشته شده توسط پیروز در سه شنبه دوازدهم آبان 1388 ساعت 18:33 موضوع با یوسف زهرا | لينک ثابت


چند نكته درباب معرفت به خدا

   

                3   3   3    

1- اگر انسان مؤمن در عمق جان

خود باور كند كه

 خير و شر او تنها به دست خدا است،

 در اين صورت فقط از خدا مى ترسد

 و فقط به او

 دل مى بندد و در نتيجه، خوف و رجاى او تنها

 به خدا تعلق مى گيرد.


2-.بيم از خدا و اميد به او براى كسى كه

 خواستار كمال است،

 دو صفت لازم و ضرورى است و فقدان هر يك،

 نقصى در خصال انسانى به شمار مى رود.

خوف و رجاء در واقع دو بال براى

 پرواز به سوى كمال اند كه

 بدون آن دو، انسان ره به جايى نمى برد.


3-.بيم و اميد بايد متعادل و برابر باشند.

اين نكته از آياتى كه آن دو را در كنار هم آورده

 قابل استفاده است.

 خداوند می فرماید:«يحذر الاخرة و

 يرجو رحمة ربه »

 ترجمه:

 و در حال سجده و قيام، از عذاب آخرت

 مى ترسد و به رحمت

 پروردگارش اميدوار است؟! (سوره زمر، آيه 9)

 و نيز: «يدعون ربهم خوفا و طمعا »

 ترجمه:

 و پروردگار خود را با بيم و اميد مى خوانند

(سوره سجده، آيه 16)

 در متون روايى از معصوم

عليه السلام نقل است:

 «بنده مؤمنى نيست جز آن كه در دل او

دو نور وجود دارد:

 يكى نور ترس و ديگرى نور اميد،

كه اگر آن دو را بسنجند

 هيچ يك بر ديگرى نمى چربد» .


4- نقطه مقابل خوف،

 احساس ايمن بودن از عذاب خدا و حالت تجرى

 (بى باك بودن در ارتكاب گناه) است

و نقطه مقابل رجاء، يأس و نااميدى

از رحمت خدا است

 كه هر دو از گناهان كبيره به شمار مى روند.

 خوف و رجاء، دو امر وجودى اند و هيچ كدام

 نقطه مقابل و نفى ديگرى نيست؛

 با اين حال بر يكديگر مؤثرند

.اگر ترس از مقدار لازم بيشتر شود،

 اميد را در انسان ضعيف مى كند و به عكس.

از اين رو است كه امام صادق

عليه السلام فرموده اند:

 «آن اندازه به خدا اميدوار باش كه

 تو را بر نافرمانى اش

 گستاخ نسازد، و آن اندازه از خدا در هراس باش

 كه تو را از رحمت او نااميد نسازد» .

 

   3   3   3     3   

                                            

 

                                 


 

نوشته شده توسط پیروز در یکشنبه دهم آبان 1388 ساعت 3:35 موضوع معارف اسلامی | لينک ثابت


با شهید چمران بخش 2

   

                3   3   3    

 

 قصه پر رمز وراز شهادت

نه قصه ایی است ناآشنا وبه دور از باورمان

بل سعادتی است سخت ولی دست یافتنی

وبراستی

 شهادت هنر مردان خداست

آری!

اینجا سرزمین شهادت خیز ایران است

که یاران شهادت عاشقان ومستان

وجود مقدسی هستند

که جهان در انتظار مقدمش ثانیه شماری میکند

خواهد آمد اما با دعا زودتر

خواهد آمد اما با انابه زودتر

خواهد آمد اما با اصلاح نفسی ویران زودتر...

که باید اصلاحمان کند ؟؟!!

خودمان؟؟!!

ما که دریای نقص وجهلیم!!

ما که بیچارگان وواماندگان اندر

طی مسیر عبودیتیم!!

که درمانمان کند؟؟!!

که یاریمان کند؟؟!!

یا رب ارحم ضعف بدنی...

آیا او واجد صفت ربانیت ومربی من بودن نیست؟؟!!

خدایا!!

چه سان باید از این اعتماد بر نفس ویران کاست

وبه دامن امن تو پناه اورد؟؟!!

واعتماد به تو کنیم

وتوکل به تو...

که تویی دوای دردهای بی دوای مان!!

 

در سي ام خرداد ماه 1360 يعني يک

 ماه پس از پيروزي

ارتفاعات الله اکبر، چمران در

     جلسه فوق العاده

 شوراي عالي دفاع در اهواز با

حضور مرحوم آيت

الله اشراقي شرکت و از عدم تحرک و

 سکون نيروهاانتقاد کرد و پيشنهاد هاي

نظامي خود را از جمله حمله به

 بستان را ارائه داد.

 اين آخرين جلسه شوراي عالي دفاع بود

 که  در آن شرکت داشت

 و فرداي آن روز، روز غم انگيز و بسيار

سخت و هولناکي بود.

 در سحر گاه سي و يکم خرداد 1360 ،

 ايرج رستمي فرمانده

منطقه دهلاويه به شهادت

 رسيد و شهيد

دکتر چمران بشدت از اين حادثه افسرده

 و ناراحت بود

. غمي مرموز همه رزمندگان ستاد، بخصوص

رزمندگان و دوستان

رستمي را فرا گرفته بود. شهيد چمران،

 يکي ديگر از فرماندهانش را احضار کرد

 و خود، او را به جبهه برد

 تا در دهلاويه به جاي رستمي معرفي کند 

. در لحظه حرکت، يکي از رزمندگان با

 سادگي و زيبايي گفت:

 « همانند روز عاشورا که يکايک ياران

حسين (ع) به شهادت

 رسيدند، عباس علمدار او(رستمي) هم

 به شهادت رسيد و اينک خود او آماده

 حرکت به جبهه است.»

 


 

بطرف سوسنگرد به راه افتاد و در

 بين راه مرحوم آيت

 الله اشراقي و شهيد تيمسار فلاحي

 را ملاقات کرد.

 براي آخرين بار همديگر را ديدند وبه

حرکت ادامه دادند تا اينکه به

قربانگاه رسيدند .


چمران  همه رزمندگان را در کانالي پشت

 دهلاويه جمع کرد،

 شهادت فرمانده شان را به آنها

 تبريک و تسليت گفت

 و با صدايي محزون و گرفته از

 غم فقدان رستمي،

 ولي نگاهي عميق و پر نور و چهره اي

نوراني و دلي مالا مال از

 عشق به شهادت و شوق ديدار پروردگار گفت:

«خدا رستمي را دوست داشت

 و برد و اگرخدا

 ما را هم دوست داشته باشد، مي برد.»


خداوند ثابت کرد که او را نيز دوست دارد

و به سوي

 خود فرا خواند. چمران در آن منطقه در حين

 سرکشي به مناطق و خطوط مقدم  بر اثر

 اصابت ترکش خمپاره هاي دشمن

 به شهادت رسيد .

 

   3   3   3     3   

                                            

 

                                 

 

 


 

نوشته شده توسط پیروز در دوشنبه بیستم مهر 1388 ساعت 8:1 موضوع | لينک ثابت


با شهید چمران بخش 1

   

                3   3   3    

 من‏المؤمنین‏رجال‏صدقوا ما

               

   3   3   3     3   

                                            

 

                                 


 

نوشته شده توسط پیروز در پنجشنبه شانزدهم مهر 1388 ساعت 3:48 موضوع با شهید چمران بخش 1 | لينک ثابت


چه سان باید پر گشود تا بی نهایت..؟!

 

  

   

                3   3   3     3

 

 

براستی که بودند

بلند پروازان معرکه حق؟؟!!

شهیدان

این پاکبازان طریق الی الحق؟؟!!

براستی

چه سان

 باید پر گشود تا بی نهایت

تا آستان صداقت و شهود...؟؟!!

 

قنوت شهادت

 شهيد ابوالفضل اميني راد

نمازهاي ابوالفضل خيلي طول مي‌كشيد،

 به خصوص در قنوت،

 عاشقانه از خدا آرزوهايش را طلب مي‌كرد.

دعايي كه هميشه در قنوت نمازش

مي‌گفت و عاجزانه از خدا تقاضا مي‌كرد، شهادت بود.

 اللهم ارزقنا توفيق الشهاده في سبيلك



 

منبع: كتاب سيرت شهيدان   -  صفحه: 215

   

قناعت

 شهيد بهبود بردبار

«بهبود» دل بسته دنيا نبود، اگر در سفره دو نوع غذا

داشتيم و يا كمي غذايمان بود

 نمي‌خورد و نان و پنير

را به آن ترجيح مي‌داد.
او عاشق سادگي و بي‌آلايشي بود و از تجملات

 و ماديات تنفر داشت.

منبع: كتاب سيرت شهيدان   -  صفحه: 171

   


قرائت قرآن

شهيد اكبر باقري

اكبر اكثر شب‌ها قرآن مي‌خواند. وقتي از روي كنجكاوي

نيمه‌هاي شب نگاهش مي‌كردم،

مي‌ديدم با خداي خويش

 راز و نياز مي‌كند.

منبع: كتاب سيرت شهيدان   -  صفحه: 42

   

قرآن ناجي

شهيد حسن حسيني كلاوت

قبل از اين‌كه به منطقه اعزام شويم، من و حسن را

نمي‌خواستند ببرند. خيلي ناراحت بوديم،

 تا اين‌كه حسن قرآن كوچكي را از

جيبش بيرون آورد و گفت:«بيا با هم

آيه‌الكرسي و انا انزلنا

را بخوانيم تا ما را هم به خط ببرند»

در همان لحظه اسم ما را صدا زدند تا

به منطقه اعزام شويم.

منبع: كتاب سيرت شهيدان   -  صفحه: 6

  

   3   3   3     3   

                                            

 

                                  


 

نوشته شده توسط پیروز در سه شنبه چهاردهم مهر 1388 ساعت 10:49 موضوع با شهیدان | لينک ثابت


زنانی دلیر از تبار هابیلیان

   

                3   3   3     3

 

 

 

در محضر خواهر رزمنده ایی

از تبار هابیلیان

گفتگو با بانوی رزمنده

سیده سکینه موسوی ثابت ازشهرستان رودسر

وقتی به سر ، فرمان عشق بگذاری

 چه صفایی می یابد

 .جنگ ، چه سهل می شود و تلخیها چه شیرین، و از آن فراتر

   فراغت هر چه هست در دشواریهای راه حق است .

 مهمان خانه گرم و صمیمی بانوی رزمنده

 و مجاهد بودیم که اینچنین خودش را معرفی کرد :

”سیده سکینه موسوی ، متولد

1334 در شهرستان رودسر می باشم .“

پدر ایشاان سید شفیع شغل آزاد

 و نام مادر خدیجه احمدی مقدم دارای 5

 خواهر و یک برادر می باشند تحصیلات ابتدائی

 را در سید محله رودسر و دبیرستان را در مدرسه

 نسوان گذرانده و با مدرک دیپلم به استخدام

آموزش و پرورش در آمد . به سال 54 با

مهریه 750 تومان به عقد و ازدواج پسر

 خاله خویش در آمده و این بار کتاب زندگی  ، سطرهایش

 را به سبک جدیدی برایش می نویسد . در سال

 68 فوق دیپلم گرفته است در زمان

 انقلاب ، هنگامیکه 25 ساله بودند همراه با شور مردمی

در راهپیمایی های خیابانی و همچنین از طریق

 همسرشان با امام خمینی آشنا شدند ،

 ضجه های به پا خواسته از فریاد عدالت خواهی

 حق ، و پرپر شدن گلبرگهای وجود نازنین مردان و زنان

 مبارز   وی را نیز به حلقه یاران انقلابی کشاند.

خانم موسوی ادامه می دهند : 

در آن زمان مدارس تقریبا نیمه

 تعطیل بود حتی ما خودمان هم به همراه همکاران

 و دوستانمان در حوزه علمیه با

 مردم همراه می شدیم پس از انقلاب و شروع

 جنگ تحمیلی آشنایی با حاج خانم جنیدی نقطه

روشنی در زندگی ام بود ( خانم جنیدی

 مانند معلمی آزاده برایم بود)

 ایثارگری ، متواضع ، و بی قیدی

 نسبت به دنیا تحولی را در من و اطرافیانش

 ایجاد می کرد که ماندگار و مؤثر بود و او هر چه

 از انبان (کلبه) دنیایی داشت فدای

اسلام و ایران نمود

 الگویی که همواره روشنگر هدفهای والایم

بوده است . در سالهای ابتدایی جنگ با جمع آوری

 کمک های مردمی بسته بندی و انتقال به جبهه

ها مشارکت در کارهای فرهنگی

 پشت جبهه شروع شد . اعزام خانم موسوی در مهر

 ماه 1365 از سوی حاج آقا جنیدی

 (امام جمعه رودسر)و همکاری جهاد سازندگی به

 آشپزخانه اهواز و تهیه غذا برای رزمنده ها بود

 و سپس انتقال به هویزه می باشد .

 این اعزام که با مشارکت 44 خانم داوطلب صورت

گرفته بود انگیزه ای جهت ثبت نام دیگر بانوان گردید

 وظیفه این خانم ها علاوه بر پخت غذای

 رزمندگان برنامه های فرهنگی آموزشی و

 کشیک شبانه بود .

فرزندم در مقابل شهیدان صدر اسلام

 تا کنون و شهیدان جنیدی کمتر

چیزی است که می توانم تقدیم اسلام و ایران کنم .

خانمهای رزمنده در صحرای هویزه

 در محوطه ای

 از ساعت 3 شب برنج را پس از آب کشی و

 آماده سازی در ساعت 7 صبح به اولین ایستگاه

 توزیع می شد ساعت 8 صبح به نوبت

 ایستگاههای بعدی می رفت و تا ساعت 5/10

 صبح توزیع نهار به پایان می رسید .  بعد از ظهر ،

 برنامه شام از ساعت4:15 الی 16 برای 650 الی 1000

نفر برنامه ریزی شده بود . ایشان زمان هر مرحله

 اعزام را 40 روز و مرخصی پس از

 مرحله را 15 روز عنوان نمودند ، جمع سابقه حضور

 خانم موسوی 4 مرحله اعزام و 8 ماه

 سابقه و توفیق خمت می باشد . در یکی از این

 اعزامها مادر ایشان به همراه دیگر خانمهای 

 گروه به مدت 40 روز در جبهه حضور پیدا کرده اند .

از احساس خود قبل از اولین اعزام به

منطقه اینگونه گفتند : بسیار هیجان

داشتم ، شب تا صبح خوابم نبرد حتی در مسیر

 راه کاملا فکرم مشغول بود که

 آنجا چه جور جایی خواهد بود ؟نوعی شعف

 همراه با رضایت در قبال رسالتی که

 تقبل کرده بودم غوغایی در درونم بر پا کرده بود .

 پس از اولین اعزام زمانیکه به گیلان و رودسر آمدم

 همکاران و همسایه ها به دیدنم آمدند و از فضای

 آنجا سؤال می کردند و من برایشان تشریح

 می کردم .... نحوه برخورد همه همسایه ها و

 فامیل با من و هدفم بسیار

متین و معقولانه بود .

وی در ادامه با بیان خاطره ای از سالهای

 ایثار و مقاومت افزود : بنا به امکانات موجود

و خواست رزمنده ها همه نوع غذایی

 درست می کردیم یک روز در گرمای مرداد ماه

 در خواست میرزا قاسمی کردند

 با کمک خواهران مشغول تهیه و پخت شدیم پس از

 آماده سازی که منتظر تحویل غذا بودیم صدای

 آژیر ماشین ها و شلوغی و سر و صدا همه را

 به بیرون کشاند شهدایی که می آوردند ، دوندگی ها ،

 آمبولانس ها ، صدای یا حسین و الله اکبر ،

 متوجه شدیم که جزیره مجنون را شیمیایی کردند

 و جوانهای زیادی از دلاوران ما را به شهادت

 رساندند و پرپر شده بودند ، آنروز...

 روز تلخی برای ما بود .... از دست دادن بسیاری

 از عزیزان باعث شد هیچ غذایی توزیع نگردد ، آن شب

 همه آماده باش و با اضطراب

خوابیدیم و بعدا به

علت وخیم شدن اوضاع ما را به عقب کشاندند ....

 

 

بقیه در ادامه مطلب 

   3   3   3     3   

                                            

 

                                  



ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط پیروز در یکشنبه پنجم مهر 1388 ساعت 4:44 موضوع | لينک ثابت


اینجا قرن بیست ویک است...!

 

   

                3   3   3    

 

               

 

کم کم از یاد برد پرواز را  

یاد ان روزهای یکرنگی  و نیاز را

کم کم پر میکشید

عشق وپر میشد

از کلمات مبهم درصفحات  تو خالی

وپر میکشید حرفهای یکرنگی  اعتماد بلورین

اینجا قرن بیست ویک است

قرن بی خیالی و درماندگی

قرن خیالات واهی

قرن پیچید گی وفنا شدن

اما انسان تو مرید بالهایت باش

واز بهر پرواز خوراکت نور

واحساست خدا باشد وعملت آیینه صداقت

تا بال در بال به خدا .....

 

   3   3   3     3   

                                            

 

                                 


 

نوشته شده توسط پیروز در دوشنبه شانزدهم شهریور 1388 ساعت 15:25 موضوع دلنوشته ها: | لينک ثابت


16سخنرانی از شهید دکتر چمران

 

  

 

   

                3   3   3     3

   

 

   3   3   3     3   

                                            

 

                                  


 

نوشته شده توسط پیروز در دوشنبه نهم شهریور 1388 ساعت 13:45 موضوع 16سخنرانی از شهید دکتر چمران | لينک ثابت


چمران وعشق

 

  

   

                3   3   3     3

   

 

 

 

خدایا!

 تو مرا عشق کردی که در قلب عشاق بسوزم.


تو مرا اشک کردی،

 که در چشم یتیمان بجوشم.


تو مرا آه کردی،

 که از سینه بیوه‏زنان و درمندان به آسمان صعود کنم.


تو مرا فریاد کردی،

که کلمه حق را هرچه رساتر برابر

 جباران اعلام نمایم.


تو مرا حجت قراردادی،

تا کسی نتواند خود را فریب دهد.


تو مرا مقیاس سنجش قراردادی،

 تا مظهر ارزش‏های خدایی باشم.

تا صدق و اخلاص و عشق و فداکاری را بنمایانم.


تو تاروپود وجود مرا با غم و درد سرشتی،

تو مرا به آتش عشق سوختی. تو مرا در

 طوفان حوادث پرداختی، در کوره درد و غم گداختی،

 تو مرا در دریای مصیبت و بلا غرق کردی،

و در کویر فقر و حرمان

 و تنهایی سوزاندی.


منبع : http://www.chamran.org

 

   3   3   3     3   

                                            

 

                                  


 

نوشته شده توسط پیروز در دوشنبه نهم شهریور 1388 ساعت 9:56 موضوع چمران وعشق | لينک ثابت